وفات پیامبر(ص)

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب

رحلت نبی رحمت تسلیت باد

خلاصه تفسیرالمیزان

ولَما جاءهُم رَسُولٌ مِّن عِندِاللهِ مُصَدِّقٌ لِّما مَعَهُم نَبَذَ فَریقٌ مِّنَ الَّذینَ اوتُوا الکِتابَ اللهِ وَرآءَ ظُهُورِهِم کَاَنَّهُم لا یَعلَمُونَ

وچون فرستاده ای ازجانب خدا نزد آنان آید که کتب آسمانیشان را تأیید کندباز جمعی ازآن ها که کتاب آسمانی دارند،کتاب خدا را پشت سر اندازندوخود را به نادانی می زنند،گویا هیچ چیز نمی دانند.

مراد از رسول در این آیه پیامبر عزیز اسلام است که معارف حقه کتاب تورات را تصدیق نمود،امایهود درمقابل، کتاب خداانکار کردند وعمل به آن را ترک نمودند،گویا اصلاً صدق قرآن وصدق تورات وعاقبت عمل کفر آمیز خود را نمی دانند.

بقره:101/خلاصه تفسیرالمیزان

تفسیرالمیزان

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ 

همان طور که رسولی از میان خود شما در بین شما فرستادم تا آیات ما را برشما بخواند وشما را تزکیه کند وکتاب وحکمت به شما بیاموزد وبه شما یاد دهد آن چه هرگز نمی دانستید.

یعنی امررسالت نیزاِنعامی دیگر بود واین آیه استجابت دعای ابراهیم(ع) است که درابتدای سوره نمود وخداوندبه وسیلۀ ظهور پیامبر وتلاوت قرآن وتطهیر مکاه ازرِجس وپلیدی بتها واعتقادات فاسدۀ کفر وشرک وبرطرف کردن ملکات رذیلة اخلاقی مثل کِبر وبخل واعمال زشت وقبیح مثل قتل وزنا وتعلیم معارف اصلی وفرعی دین،(تزکیه وتعلیم کتاب وحکمت)دعای ابراهیم(ع) را اجابت کرد.

بقره:151/خلاصه تفسیرالمیزان

نصیحتی از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای « مدظلّه العالی »

نماز اول وقت وباتوجه و با حضور قلب بخوانید .


پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید

و

با خواهران و برادران خود با عطوفت رفتار کنید .


از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید .


پیوند با ائمه اطهار علیهم السلام وبخصوص امام هشتم علیه السلام را مستحکم کنید


و خدای مهربان و علیم و قدیر را در همه حال به یاد داشته باشید .



آیه 19سوره انعام

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُلْ لَا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ

بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‏رسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی می‏دهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‏دهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه؛ و من از آنچه برای او شریک قرارمی‏دهید، بیزارم!»

این آیات در صدد احتجاج برمسأله وحدانيت خداي تعالي از راه وحي است وحال آن كه اين مسأله از مسائل عقلي مي باشد، وليكن اين جهت باعث نمي شود كه نتوان آن را از طريق وحي صريح وقطعي هم اثبات نمود، چون غَرَض از برهان عقلي هم جزتحصيل يقين چيز ديگري نيست ووحي الهي نيز به طريق اولي ايجاد يقين مي نمايد، آن هم وحي قرآن كه اساسش متكي برتحّدي ومبارزه طلبي است.

شهادت اَعَم ازتحّمل خبر از راه حس ومشاهده واز اداي آن است وخداوند به پيامبر)ص( دستور مي دهد كه از مشركين بپرسد چه چيزي از هرچيز ديگر در مسأله شهادت بزرگتر است؟ وچون تحمل واَداي شهادت برحَسَبِ اختلاف درجه فهم متحملين وپيچيدگي ووضوح بيان ،بيان كننده آن مختلف مي شود از اين رو بدون ترديد بايد گفت: خداوند در تحمل شهادت وخبر يافتن از وقايع جهان وافعال بندگان از هر چيزي آگاه تر است، زيرا اوست كه همه چيز را آفريده ومحيط برهمه آن هاست وغفلت ونسيان وخواب سبك يا سنگين عارض او نمي شود وهيچ ذرة المثقالي در آسمان ها و زمين نيست كه از او مخفي بماند،پس خداوند بالاترين شاهد وگواه عالم است،لذا فرمود:)بگو خدا شاهد بين ما وشماست( واين جمله خود دلالت برجواب سوال مزبور دارد وعلاوه بر اين كه مشتمل براخبار رسول خدا از اين كه شاهد است، خود شهادت جداگانه اي هم هست،براي اين كه كلمه(قل) مي رساند كه خدا به او فرموده كه مشركين را به شهادتش خبر دهد واين معنا يعني شهادت خداوند بر نبوّت آن حضرت،پس جمله مزبور هم دلالت بر شهادت خداوند نسبت به همه چيز وهم دلالت بر شهادت او نسبت به نبوّت پيامبر(ص) دارد.   

در جمله بعدي مسأله انذار وهشدار ،غايت ونتيجه نزول قرآن كريم قرار گرفته،دعوت نبوت از طريق اَنذار وبيم دادن آغاز گشته واين در فهم عامه مردم مؤثرتر از تطميع ووعده دادن است واين قرآن بيم دهنده مردم است تا آن ها را از آن چه در نتيجه عدم ايمان برآن ها وارد مي شود برحذر دارد وعبارت(ومن بلغ)گوياي آن است كه رسالت پيامبر(ص) عمومي وقرآنش ابدي وجاويد استواز نظر دعوت به اسلام هيچ فرقي بين كساني كه قرآن را از خود پيامبر(ص) مي شنوند وبين كساني كه از غير او مي شنود نيست ونيز تفاوتي نمي كندكه درزمان حيات پيامبر (ص) باشد يا بعد از رحلت ايشان ، پس قرآن حجّت ناطقي است كه از ناحيه خدا وكتابي است كه از روز نزولش تا قيام قيامت به نفع حق وعليه باطل احتجاج مي كند وقران برهركسي كه الفاظ آن را بشنود ومعنايش را بفهمد وبه مقاصدش ژي ببرد ويا كسي برايش ترجمه وتفسير كند حجّت است.

بعد از آن كه شهادت خداي را كه بزرگترين گواه بررسالت پيامبر(ص)است ذكر فرمود،كه او نيز مردم را جز به دين توحيد دعوت نمي كند،اينك به نبي خود دستور مي دهد كه از آنان به طور استعجاب وانكار بپرسد،آيا باز هم به تعدد اله شهادت مي دهند؟ واين معنا از كاربرد(اِن) و(لام) كه حرف تأكيد هستند به خوبي استفاده مي شود، سپس به ايشان دستور مي دهد كه با آنان در شهادت نابجائي كه داده اندمخالفت نموده وآن را از خود نفي نمايند وآن گاه مي فرمايد:(ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ)واين همان شهادت بر وحدانيت خداي متعال وبرائت از شرك وشريكاني است كه مشركان مدعي آن بودن،چون(اِنَّ الشِّركَ لَظُلمٌ عَظيمٌ)(لقمان/آيه۱۳)همانا شرك ظلمي بزرگ است.

منبع :خلاصه تفسيرالميزان

دین وفرهنگ کار وتلاش

رسول خدا(ص) می فرمایند: کسی که از دست رنج خود بخورد، درقیامت در صف پیامبران قرار می گیرد وپاداش او هم مانند پاداش انبیاء می باشد.

آن بزرگوارچون به کار وتلاش به چشم عبادت می نگریست ، هنگامی که با اصحاب خود نشسته بود جوان نیرومندی را مشغول به کار دیدند در جواب یکی از یاران خویش که می گفت :کاش این جوان نیروی خود را در راه عبادت خدا به کار می انداخت چنین فرموند:« چنین نگویید، اگر این جوان کار می کرد تا نیازمندی های خود ودیگران را تأمین کند وبا کار، خانواده اش را از دیگران بی نیاز سازد، در راه خدا گام برداشته است.»

آن بزرگوار ،کارگری را دید که دستش آماس کرده است، دست او را بلند کرد وفرمود:

« آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمی سوزاند، این دستی که خدا وپیامبر او،آن را دوست می دارد ، هر کس از دست رنج خود زندگی کند، خدا با نظر رحمت به او می نگرد.»

بالعکس هر گاه مرد نیرومند وجوان با نشاطی که قوت ونشاطش موجب شگفتی رسول خدا می شد، می دیدند می پرسیدند:به چه کاری اشتغال دارد؟ اگر پاسخ منفی بود، می فرمودند:

«سَقَطَ مِن عَینی»

از چشم من افتاد

 

 

دین وفرصت جوانی

سفارش دین به بهره وری واستفاده صحیح از فرصت ها وقدر دانی از سرمایه ها از جمله مطالبی است که دین را مقبول ومورد پذیرش قرار داده است وجوان درقبال این واقع بینی ارزشمند وتوصیۀ سازنده حساس می نماید.استفاده از فرصت های مناسب وبهره برداری از شرایط مساعد ،پایۀ اساسی موفقیت وپیروزی بشر در جمیع شئون مادی ومعنوی است.عاقل ترین مردم کسانی هستند که از شرایط موجود استفاده کرده وهیچ فرصتی را به رایگان از کف نمی دهند.

رسول خدا(ص) در بیانی ارزشمند فرموده اند: « اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتُ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها وَلا تُعرِضُوا عَنها»

در ایام زندگی شما لحظاتی فرا می رسد که در معرض نسیم حیات بخش الهی قرار می گیرید وفرصت مناسبی به دست می آورید،بکوشید که از این فرصت ها استفاده کنید وبا قرار دادن خویشتن در مسیر فیض الهی ،بهره های لازم را برده وبا اعراض وبی توجهی فرصت ها را از دست ندهید.

دوران جوانی یکی از فرصت های گران بها در طول زندگانی بشر است، جوانی کانون نیرو وقوت ومظهر زیبایی وجمال است، جوانی سرشار از وجد ونشاط ولبریز از عشق وامید است.استعدادهایی که در جسم وجان جوان نهفته است وشرایط مساعدی که برای تعالی وتکامل در نهاد آنان وجود دارد،اگر به درستی مورد استفاده وبهره برداری قرارگیرند، می توانند پایۀ اساسی سعادت آنان برای تمام دوران عمر باشد.

جوانا بدان قدر روزجوانی                                 مده نقد عمر از کَفَت رایگانی

جوانان

جوانان، بخش مهمی از افراد جامعه اند که نزد دوستان ودشمنان هر ملت جایگاه واهمیت ویژه دارند، زیرا این قشر، به ویژه متخصصان وشایستگان آنان ،عامل تحولات بزرگ فرهنگی ، سیاسی واقتصادی یک کشورند، از همین رو دشمنان برای جلوگیری از پیشرفت ملت ها ، ابتدا به سراغ جوانان آنان می روندتا با ایجاد سرگرمی های فریبنده ،آنان را از رشد وتعالی وسلامت جسمی وروانی باز دارند وزمینه سلطه برآنان را فراهم کنند، از این رو برهمگان لازم است با ادراک درست جایگاه جوانان وحساسیت ها ونیازهای آنان ، در جهت رشد معنوی وعلمی وبالندگی یاریشان کنند تا ازاین راه، سلامت ورشد جامعه خود را فراهم سازند واین عبادتی بزرگ است.

زندگی نامه

نام مبارکش محمد(ص) نام پدرش عبدالله بن عبد المطلب ونام مادرش آمنه دختر وهب است.در طلوع فجر روز جمعه هفدهم ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی چهل سال قبل از بعثت در مکه دیده به جهان گشود.هنوز به دنیا نیامده بود که پدرش در سفر تجارت شام درگذشت.خردسال بود که مادرش نیز از دنیا رفت.در هشت سالگی جدش عبدامطلب نیز درگذشت وتحت سرپرستی عمویش ابوطالب قرار گرفت.در بیست وپنج سالگی با حضرت خدیجه که از محترمترین زنان عرب بود ازدواج کرد .در چهل سالگی به رسالت مبعوث گردید.مدت سه سال نبوتش مخفیانه بود وفقط به دعوت اقربا وعشیره خود می پرداخت وسپس مامور دعوت عمومی شد.سیزده سال در مکه وده سال در مدینه یعنی بیست وپنج سال مدت دعوت او بود.با سیصده وچهارده نفرمامور مهاجرت به مدینه شد.درمدت نه سال اقانتش درمدینه هشتاد وچهارجنگ پیش آمد که دربیست وشش غزوه شخصا شرکت کرد.درروز دوشنبه ۲۸صفرسال یازدهم هجری در شصت وسه سالگی درمدینه منوره رحلت نمود ومرقدش در مدینه است.

شاخت جهل ونادانی

یکی از آفات وخطراتی که همیشه مانع بزرگی برسرراه تکامل وپیشرفت جوامع انسانی است جهل ونادانی می باشدکه درزندگی انسان نشانه های مختلفی ازآن به چشم می خورد.

ازامام حسن مجتبی(ع) دربارۀجهل پرسیدند وآن حضرت چنین پاسخ داد:

سرعة الوثوب علی الفرصة قبل الاستمکان منها والامتناع عن الجواب

شتاب دربه چنگ آوردن فرصت ازامکان دسترسی به آن وخودداری از پاسخ درفرصت مناسب نشانۀ نادانی است. 

منبع:فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی(ع)